محمد ابراهيم سبزوارى
66
شرح گلشن راز ( فارسى )
فيكون و انت تقول لشىء كن فيكون » . و ايضا دليل بر آنكه ايجاد ما سوى به دست قدرت اوست ، آن است كه محمّد بن عبد اللّه ( ص ) به حسب حقيقت ، در مقام عقل اوّل است - كه اوست اوّل ما صدر - چنانكه فرموده است : « اوّل ما خلق اللّه روحى » . و معلوم است كه بايد اول ما صدر ، اشرف از تمام موجودات باشد « 1 » ، به جهت آنكه علّت است بر تمام . و بديهى است كه بايد علّت از كلّيهى معاليل خود « 2 » اشرف و اقدم و اولى باشد ، چون اوست علّت تامّه براى تمام ، و تخلف معلول از علّت تامّه جائز نيست . كلام معلّم ثانى نيكودليلى است بر اين مطلب : « انّ الاشياء كلّها من العقل ، و العقل هو الاشياء . فان كان العقل ، كانت الاشياء ؛ فان لم يكن العقل ، لم يكن الاشياء » . اوست كه مىفرمايد « 3 » : « كنت نبيّا و آدم بين الماء و الطّين » . و در حقّ اوست : « وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ » . و ايضا ثبوت « 4 » شرافت او به دليل عقلى آن است كه حكما ثابت نمودهاند « 5 » كه آن حقيقت داراى قوسين است ؛ اعنى قوس نزول و قوس صعود . چنانكه « 6 » حكما در تفسير و تأويل « 7 » قول حق تعالى « 8 » : « الم أَ حَسِبَ النَّاسُ » ، فرمودهاند كه الف اشاره بهوجود منبسط است ، و لام اشاره به قوسهاى ناتمام ، و ميم او - كه ميم اوّل محمد است - اشاره [ دارد ] به قوسين تمام اعنى قوس « 9 » صعود و نزول از باب دايره بودن « 10 » . چه ،
--> ( 1 ) . شا : ( باشد ) را ندارد . ( 2 ) . شا : ( خود ) را ندارد . ( 3 ) . شا : ( كه مىفرمايد ) را ندارد . ( 4 ) . شا : ثبات ( 5 ) . پا : نموده ( 6 ) . شا : از اينجا است كه ( 7 ) . شا : حكما ثابت نمودهاند در تفسير و تأويل ( 8 ) . شا : ( تعالى ) را ندارد . ( 9 ) . پا : ( قوس ) را ندارد . ( 10 ) . پا : ( از باب دايره بودن ) را ندارد .